این روزها، حتی قبل از اینکه صد صفحه‌ای رضا براهنی، یعنی “چاه به چاه” را بخوانم، “مرد تکثیر شده” از ژوزه ساراماگو را با ترجمه‌ی به نظر من متوسط عبدالرضا روزخوش می‌خوانم. البته کمی تحمل داشته باشید، به نثر مترجم عادت می‌کنید و مشکل حا می‌شود. کلا ساراماگو را دوست دارم، نه به خاطر اینکه حالا نوبل ادبی برده. این سومی کتابیست که بعد از “کوری” و “دخمه” از او می‌خوانم و انصافا رمانهایش کشش لازمه را در انسان ایجاد می‌کند. سبک روایی خاص خود را دارد، که من خیلی آن را دوست دارم، و خواننده را با داستان درگیر می‌کند، و به موقع، فاصله‌گذاری‌های لازمه را هم انجام می‌دهد، تا خیلی غرق روایت نشویم. بازی با زمان و شخصیت‌هایش را هم دوست دارم که در این رمان بیشتر به چشم می‌آید، در “دخمه” هم یادم می‌آید بود چنین حرکاتی، اما “کوری” را یادم نیست. یکی از چیزهایی که در این رمان خیلی مرا مجذوب خود کرده، رابطه‌ی موجود بین “تورتولیانو ماکسیمو آفونزو” و “ماریا پاز” است، که هم گفتگوهای جالبی بینشان رد و بدل می‌شود، و هم ساراماگو توصیفات خوبی را برای نشان دادن روابط بین این دو به کاربرده است. به هر حال این رمان را امشب یا فردا به اتمام خواهم رساند، و تا به اینجای کار، رمانیست که اگر فرصت کنید و بخوانید ضرر نمی‌کنید.

Leave a Reply