نام من، تربچه
اکتبر 28, 2008

- My Parakeet
کلی مطلب بلغور کردم، اما بعدش دلم نیامد بفرستم، به همین دلیل ریختمشان در بخش Drafts شاید که در آینده بهترشان کنم و بفرستمشان اینجا که شما هم بخوانید، شاید که رستگار شوید!
هذیانهایی پس از تب!
اکتبر 18, 2008
1- ای کاش میشد صدای سیاست را به همان سادگی که ژاک تاتی در تعطیلات آقای اولو، خفه میکند، خفه کرد! فقط با پیچ ولوم یک گرامافون…!
2- من به راحتی از زیباییهای پاییز و زمستان چشمپوشی میکنم، و به نظرم این دو مزخرفترین فصول سال هستند، فقط و فقط به دلیل سرماخوردگی.
3- باز هم من کسی را که نباید، جلوی جمعی که نشاید، کوچک کردم. شرم بر من! نمیدانم چه زمانی میتوانم مهار خشمم را در اختیار بگیرم…
4- نمیدانم این ملت، پس از این همه سال استفاده از کامپیوتر، چرا هنوز کاربرد دکمهی سرچ را نمیدانند! یک سرچ ساده، میتواند جای ساعتها پرسه زدن در پوشههای سیستمتان را بگیرد! پرسهای که عاقبت بیحاصل است، در قبال نتایج جستجو! (ارتباط تاریخی بین موارد 3و4 فراموش نشود)
5- پیادهرویهای شبانه، آن هم در تنهایی، ادامه دارد…
