شرح وقایع هفته ی شانزدم سنه ی هزار و سی صد و هشتاد و هفت
جولای 9, 2008
خوب این هفته که تا اینجایش گذشته،اولش همراه بود با پایان تلخ کلاس سرور، بعدش یکی دو روزی را خوش گذراندیم، مثلا رفتیم به پیتزا داوود، یا در یک نشست شبانه ی نسبتا به یاد ماندنی با یکی از بروبچ، پس صرف مقادیری از مسکرات، نشستیم و بار دیگر Wild at Heart را دیدیم. آخر هفته هم که قرار است برای اولین بار از ایران خارج شوم به مدت یک هفته، و بعد از دو سه سال، آبجی گرام را ببینم. اما اتفاق بدی که افتاد، این بود که دیشب مهدی و بهاره آمدند و کارت عروسی را دادند دستم! هفته ی دیگر دوشنبه، یعنی اینکه من نمی توانم بروم. خیلی بد شد…
