تا به حال حس کرده‌ای جوراب در حلقت فرو می‌کنند؟ نمی‌توانی نفس بکشی که هیچ، منزجر هم می‌شوی. من هم جوراب در حلقم می‌کنند و در می‌آورند. اما خوب، بعضی وقت ها احساس لذتش بیشتر است تا اینکه مثلا، خیلی آرام و عادی بروی جلو. بعضی اوقات باید خفه شوی تا قدر بدانی. بعضی اوقات باید زمان بایستد. تکان نخورد و تو هم نفس نکشی. حبس شود درون شش‌ها. قلبت از جا کنده شود. و من هم خفه می‌شوم. و من هم منزجر می‌شوم. و من هم لذت می‌برم.

با تشکر از: اریک ساتی، نائومی واتس، ادوارد نورتون

Y tu mamá también

ژانویه 26, 2008

مگر یادت نیست صدایم می‌کردی، می‌گفتم:

- باشد، می‌خوانم.

صدایم می‌کردی، می‌گفتم:

- باشد، نمی‌کنم.

- باشد نمی‌روم.

اما این بار دیگر نمی‌گویم! نمی‌گویم باشد، نمی‌کشم؛ مادر. این بار دیگر می‌کشم. این را دیگر از من نخواه…

______

 

راستش را بگو مادر، چرا وقتی که کتابی را که برایم خریده بودی یک شبه می‌خواندم، عصبانی می‌شدی؟ مگر تو هم می‌دانستی زندگی یکنواخت می‌شود؟ مگر تو هم می‌دانی روزمرگی یعنی چه؟ برای همین است که جای قاشق چنگال‌ها را عوض می‌کنی مادر؟ خوب است من هم تاریخ پست‌هایم را عوض کنم؟ نه تو را به خدا این دفعه طفره نرو…

______

مادر چطوری توانستی به 57 سالگی برسی؟ مگر می‌شود آدم این همه زنده بماند؟ عمو قلبش را عمل کرده؟ خوب کرده باشد! من می‌کشم مادر، این یکی را دیگر از من نخواه…
______

نه مادر! تو را به خدا این دفعه دیگر نه! اتاق من را دیگر نه! زندگی من را دیگر نه ! این دفعه به من بگو جای قاشق چنگال ها کجاست، قول می‌دهم فقط با آن‌ها غذا بخورم مادر..

 

 

پ.ن: به سلامتی ParsaSpace هم چه موقتی، چه دایمی، فعلا فیلش تر شده…

جکی براون به هیچ وجه شاهکار نیست. حداقل اینکه فیلمنامه‌ی خیلی خوبی ندارد و ریتم فیلم کند است. در کارنامه تارانتینو ندیدن شاهکار بسیار بیشتر از دیدن آن محتمل است و شاید بعد از قصه‌های عامه پسند آثار او نقاط ضعف زیادی داشته باشند. اما تارانتینو هر چه هم بد فیلم بسازد، همیشه فیلم‌هایش کشش دیدن دوباره را دارند. دلایل این امر هنوز دقیقا برایم روشن نشده اما مطمئنا یکی از آن‌ها انتخاب موسیقی فیلم‌هایش است. به اعتقاد من تارانتینو سلیقه بسیار خوبی در انتخاب موسیقی مناسب برای فیلم‌هایش دارد. یکی دیگر از این دلایل، قطعا دیالوگ‌هایی است که تارانتینو می‌نویسد. گرچه در ضد مرگ به هیچ وجه دیالوگ‌ها چنگی به دل نمی‌زنند اما به هر حال باید پذیرفت تارانتینو در این زمینه استاد است. جکی براون هم از این دو مورد استثنا نیست، به‌علاوه اینکه، حضور دنیرو در یکی از بهترین بازی‌های دوران بازیگری‌اش(به اعتقاد من) و در زمانی که هنوز به نظر می‌رسد برای ایفای نقشش انرژی می‌گذارد، شاید بزرگترین نقطه قوت فیلم هم باشد. به اعتقاد من سکانسی که لوئیس (رابرت دنیرو) بعد از کشتن ملانی با اوردل (ساموئل ال. جکسون) در ماشین روبرو می‌شود به تنهایی فیلم را سرپا نگه می‌دارد. آری، جکی براون اگرچه فقط در حد یک فیلم خوب باقی می‌ماند، اما، حتما ارزش دیدن چندباره را دارد.

بشنوید: موسیقی تیتراژ ابتدایی/انتهایی

ببینید : سکانس روبرویی لوئیس و اوردل (اگر فیلم را ندیده‌اید توصیه نمی‌شود)

پ.ن: کسی اگر جریان خاموشیهای اخیر تهران را میداند ما را بینصیب نگذارد! خیلی مشکوکند…

دقیقا همین طور است مردکه‌ی پفیوز! تو هم اگر علاف بودی تمام کلاس‌های یارو را می‌نوشتی. خط به خط. کلمه به کلمه. یک ثانیه هم جا نیفتاده که نیفتاده! مگر من از تو می پرسم چه غلطی می‌کنی؟

______

آیین تقوا، ما نیز دانیم         ليکن چه چاره با بخت گمراه؟

______

هر چه که بوده گذشته، مگر نه اینکه همیشه باید آغازی باشد؟ و من آغاز کرده‌ام. همین حالا! جدیدا دچار نوعی بیماری شده‌ام. وقتی شخصی را چند بار ببینم، چه در فیلم سینمایی باشد یا امتحان دکتر صبایی، حس می‌کنم او را قبلا دیده‌ام. قیافه‌ی طرف شدیدا آشنا می‌زند! دیگر هر چه به این در و آن در می‌زنم بی‌فایده است! حتما مشکل از این سلول‌های خاکستری است. این سلول‌ها، چه ATM، چه انفرادی و چه خاکستری همه‌شان یک گوهند.

______

جایی خوانده‌ام کسی که درختی می‌کارد نمی‌داند روزی بر آن حلق‌آویز خواهد شد یا خیر؟ پاسخ که روشن شود، ناگهان همه چیز تغییر می‌کند. مرد می‌شود «زن‌باز قهار»، زن می‌شود «جنده» و همسرش هم می‌شود «دیوث». چه می‌شد اگر آن شمایل ماه مانند هم مثل من این‌ها راخوانده بود؟ کاشکی، کاشکی، کاشکی قضاوتی در کار بود.

همه ی تابستان های 78

ژانویه 19, 2008

به نظر شما همه ی تابستان های 78 اینگونه بوده اند؟ یا تابستان 78 برای همه اینگونه بوده؟

به هر حال فعلا زمستان است!

ده روز سگی

ژانویه 18, 2008

به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری سالازار شهیدان حسین اسلیترین ( یکی از نوادگان سالازار اسلیترین ) و تقارن آن با سوگواره ی فیلم ساندنس، برگذارکنندگان سوگواره هر روز یکی از فیلمهای کوتاه بخش مسابقه رو در این آدرس اینترنتی به صورت صلواتی پخش می کنن. یک فیلم ایرانی هم در این لیست برای همدردی با همه ی شما ایرانیان عزادار قرار داره…
پ.ن 1: عزاداران عزیز، برای اینکه هنگام دیدن فیلمها اذیت نشید، لطفا وقتی فیلم شروع شد، پاوز رو بزنید و چند دقیقه یا ساعت بسته به سرعت اینترنتتون در مراسم سوگواری جناب سالازار شرکت کنید، هم ثوابش بیشتره، هم فیلم کامل لود شده
پ.ن 2: جناب حضرت آیت الله العظمی دیوید لینچ مد ظله العالی با گزارش هواشناسی روزانه مشهورشان بازگشته اند.

ژانویه 14, 2008

- از اولش هم گفتم جناب Murray اینجا چیزی نیست جز یک سکوی پرتاب…

چرا زندگیم سرشاره از نوستالژی؟ چرا همه اش باید یاد خوشی های قدیمی بیفتم؟ چرا این همه فرق میکنه نوستالژی با نوستالژي؟
بن بست جابربن حیان یا آقای فرزین؟ اینکه کدومش رو انتخاب کنی خیلی فرق میکنه! ولی در نهایت هردوتاش میکشنت!
======
آقای فرزین بالای نردبون بود و یک دستش رو گرفت به این سیم لخت و یه اون یکی هم به اون سیم لخت.
-می بینی؟ برق من رو نمیگیره! تا زمانیکه این کفش ها پامه برق نمی گیرتم. ببین! ایناهاش!
======
روی تراس خونه نشسته بود. ذره بین پولکی رو گرفته بود در امتداد نور خورشید. لکه ای زرد رنگ رو هر مورچه که می افتاد مچاله می شد.
======
مواد لازم:
- 1 عدد شمع
- 1 عدد در نوشابه
- 2 عدد آجر سالم
- مقداری حشره موزی
و در نهایت این آب دهان است که می ماند…
======
تف به این زندگی! تف به واکسن نوستالژی! من نباید ایمن می شدم. نباید…

فیلمی در 12 پرده

ژانویه 12, 2008

Insult her. If she’s a tramp, she’ll get angry; if a lady, she’ll smile…

=======
اما در مورد برف امشب، یه برف کم نظیره، برفی که از تلاقی ستاره ای تو یه دنیای فانتزی با دنیای حقیقی بوجود اومده، برفی که مثل خاکسترهای یه ستاره نابود شده ست، خاکستری که با باد به همه جا رسوخ میکنه…
=======
شکی نیست که پرده ی نهم یکی از سکانس های جاودانه تاریخ سینماست! حداقل آقای صالح مطمئنم شما شکی ندارید. اما در مورد جناب خسروی بهتر است خودشان نظر دهند. صادقی هم پسر خوبیست! او نیز میداند چه میگویم، قطعا”!

واقعا به نظر من هر ایرانی دوست داره پرسپولیس رو با زبان فارسی ببینه. واقعا حیفه…
===
دمای هوا : -8 سانتیگراد
واسادی بیرون، داری سیگار میکشی، تفت میاد! آب دهانت رو سر میدی روی نرده…
20 ثانیه بعد یخ زده، عجب سردی هوا دارد!